3 - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 22:16
Hello Playground school bell rings againRain clouds come to play againHas no one told you she's not breathing Goodbye, I am your mind giving you someone to talk toGoodbyeIf I smile and don't believeSoon I know I'll wake from this dreamDon't try to fix me, I'm not brokenGoodbye, I am the lie living f...
13 - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:31
یه وقتهایی هست حتا اگرم نخواهی , گذشته تو را می مکد درون خودش و مجبورت میکند فرم به فرمش را با رگ و پی وجودت حس کنی و اشک هایت قل قل میجوشد از پلک هایت سرریز میشود. آن موقع است که همه ی روز بدن پر دردت را عاطل وار یدک میکشی و تنها تو میمانی و تجربه ای غم انگیز از مرور گذشته.xa0 + مرگ - حادثه ی خوف ا...
11 - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 2:53
جسد نابالغ فانی اش ؛ تکه تکه از من جدا میشود و آهنگ مرگ می کند. طرح درد بی انتهایش رویِ رنگ پریدگیِ لبهایم دوخته شده. ضجه هایِ کبودم پایِ گودی چشم هایم به سیاهی نشسته اند
1 - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:35
فرانچسکو لایــــِن ه هفت ساله ، طعم گس شیرینی هدیه یِ روز زن را میدهد. نگاه میکنم ... Chico نزدیک پنجره اتاق لم داده و با نور آفتاب عشق بازی میکند ، Candy چشمهایِ عسلی نگرانش را به من دوخته. او خوب میداند این روزها قرار است هیچ چیز سر جایش نباشد. او معنی دلتنگی را از همه یِ آدمهایی که شناختم , بهتر ...
3 - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:35
Hello Playground school bell rings again Rain clouds come to play again Has no one told you she's not breathing Goodbye, I am your mind giving you someone to talk to Goodbye If I smile and don't believe Soon I know I'll wake from this dream Don't try to fix me, I'm not broken Goodbye, I am the lie l...
5 - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:35
یک سال گذشت. حالم ابدا خوش نیست. از آن شب مصیبت باری که اشکهایم را با درد قورت میدادم ، یک سال گذشت. خوشحالم دست کم امشب تولد کیان کوچولویِ یک ساله است. کاش برای تو مادر تعمیدی خوبی باشم. تولدت مبارک پسرم. xa0
7 - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:34
زمان زیادی گذشته. خیلی چیزها در من تغییر کرده. لمس کلمه ها همان اندازه من را هیجان زده میکند ، میترساندم. اما گاهی چاره ای برایم نمیماند جز برداشتن این نقاب زنانگی که خفه ام میکند به ناچار و ناگزیرم اعتراف کنم. نمیدانم ارزش برداشتن این ریسک را داشت. xa0 ناتمام ... از بین پست های ثبت موقت
9 - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:34
همه یِ عزمم را جزم کردم برایِ برگشتن. همه یِ فکرهایم را کرده ام و سنگهایم را با خودم وا کنده ام. اتمام حجت کردم که مبادا این بار جا بزنی!. کم بیاوری! و پشت سر بودنت را نگاه هم نکنی!. یک دور خیز آنچنانی کرده ام ولو شوم رویِ همه یِ دردهایم. نه اینکه همه یِ روزهایی که ننوشتم حالم خوب بوده باشد. نه ! تو...
10 - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:34
تق تق تق تق ای وایِ من !!! اینکه می کوبد به در ، دوباره «من» ست. دستپاچه ام باور کن. دل آشوبه ام تمامی که ندارد لامصب لاکردار. سیل قطره هایِ شور بی مصرف از گونه ام سرازیر میشود وقتی نگاه ملتمسانه یِ چیکو را میبینم وقتی همه یِ هیجان بازی اش را از ترس هجوم افسردگی بی موقع ام پشت خوابی اجباری قایم میکن...

برچسب‌های مرتبط

11 alive news | 11 blocks | 11 11 | 11 weeks pregnant | 11th amendment | 11x14 frame | 11 madison park | 13 hours | 14th amendment | 12 monkeys