جسد نابالغ فانی اش ؛ تکه تکه از من جدا میشود و آهنگ مرگ می کند. طرح درد بی انتهایش رویِ رنگ پریدگیِ لبهایم دوخته شده. ضجه هایِ کبودم پایِ گودی چشم هایم به سیاهی نشسته اند ...